پس کی مردم ایران رنگ ارامش رو می بینن
یه طوری شده که ادم وقتی می خواد چیزی رو بنویسه اولش باید کلی جمله اش رو بالا و پایین کنه تا یه وقت یه چیزی توش نباشه که فردا به جرم مفسد فی العرض و فی السما بگیرن چوب توی استینت کنن!!
خداییش می ترسم سیاسی بنویسم
منم مثل خیلی از ادمهای ترسو مثل خودم .می رم یه گوشه سرم رو می کو نم توی لاکم و می زارم هر کاری دلشون می خواد باهام بکنن و منتظر می مونم که یه روزی نوبت منم برسه که جبران کنم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۸ ساعت 0:59 توسط مرتضی
|
هر کسی از ظن خود شد یار من