خدارو شکر به سلامت برگشتم.

با کوله باری از تجربه برگشتم,

من با خیلی ها کار می کنم اما هیچ کس مثل عربها مهمون نواز نیست.توی این چند روز نگذاشتن دست به سیاه سفید بزنم.

یک بار هوا برم داشت که نکنه من ادم مهمی هستم و خودم خبر ندارم!!!!

پ.ن:از وقتی رفتم هر روز اونجا بارون میومد برای همین حسرت دیدن چغازنبیل و شوش به دلم موند,ایشالا سفر بعدی.

حرف برای گفتم توی سرم زیاد دارم اما نمی تونم به اینجا منتقلشون کنم.

اگر عمری بود تا بعد...

اینو همین امروز ظهر گرفتم